سه شنبه که هنر داریم قصد دارم آموزش درست کردن کتاب داستان را با اشکال هندسی مختلف آموزش بدهم و چهارشنبه دیکته زیر را برای آن بگویم و در دو روز تعطیلی هفته آینده مطالب دیکته را در کتاب داستان وارد کنند و در صورت تمایل برای آن تصاویری را نقاشی کنند البته اگر این کار با کمک و نظارت والدین هم انجام بشه مانعی نداره.

متن دیکته و یا در واقع داستان از این قراره:

صبح یک روز بارانی دانش آموزان مدرسه ی جنگل منتظر معلّم بودند که ناگهان روباهِ دم پنبه ای وارد کلاس شد و گفت: آیا خبر دارید باران شدیدی آمده و گودال پر از آبی در راه مدرسه درست شده است؟

هنوز بقیّه ی صحبت های او تمام نشده بود که شغال با تعجّب پرسید: حالا چگونه به خانه برویم؟

خرس کوچولو فوراً جواب داد: ما باید با هم گفت و گو کنیم و با همفکری، مشورت و همکاری یک دیگر راه مناسبی پیدا کنیم.

خرگوش چشم قرمزی نگاهی به آن ها کرد و گفت: امّا باید مراقب خود باشیم و از کتاب هایمان هم مواظبت کنیم.

فیل خاکستری چند دقیقه فکر کرد و با لبخندی ادامه داد: این طوری که نمی شود بهتر است نظر خود را با دقّت بر روی قطعه کاغذی بنویسیم تا بتوانیم تصمیم بگیریم.

گنجشک به طرف آن ها آمد و با ناراحتی و غصّه گفت: من از همه ی کسانی که این مطالب را می خوانند درخواست می کنم تا راهی به ما پیشنهاد کنند.


دختر گلم خوب فکر کن و پیشنهادی برای آن ها پیدا کن؟

علامت های پرسش  را در دیکته ات پیدا کن و دور آن ها خط بکش.