تقدیم به ارباب
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه هاست
شاعر شکست خورده ی طوفان واژه هاست
.
.
.
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
.
.
.

خاموش محتشم كه دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهى طاقت خراب شد
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۱ ساعت توسط آگاهی
|